ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1097

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

ادراك ذاتى آن ، عين سعادتى است كه بدان وعده داده شده است ، زيرا رذايلى كه براى نفس بسبب ملكات و رنگهاى جسمانى حاصل مىشوند در برابر ادراك ذاتى نفس بطور كاملى عايقى بشمار ميروند و حال اينكه ما بيان داشتيم اثر سعادت و بدبختى از ماوراى ادراكات جسمانى و روحانى است . و سود اين تهذيبى كه به معرفت آن نائل آمده‌اند در شادمانى و مسرتى است كه در نتيجهء ادراك روحانى بدست مىآيد ، ادراكى كه بر مقياسها و قوانينى مبتنى است ليكن ماوراى سعادت آن كه شارع ما را بدان وعده فرموده و وابسته باعمال و اخلاقى كرده كه ما را به امتثال آن دستور داده است ، امرى است كه مشاعر بشر بدان احاطه نمىيابد . و پيشواى ايشان ابو على بن سينا بدين حقيقت متوجه شده و در كتاب مبدأ و معاد در اين باره بگفتگو پرداخته است كه مفهوم گفتار وى چنين است : « معاد روحانى و احوال آن از امورى است كه به براهين عقلى و قياسها بدان ميرسند ، زيرا اين امر بر حسب نسبت طبيعى محفوظ و طريقهء واحدى است و از اين رو براهين ما در اين باره بسيار است ، ولى معاد جسمانى و احوال آن را نمىتوان با برهان درك كرد ، زيرا اين امر بر حسب نسبت واحدى نيست و شريعت بر حق محمدى آن را براى ما بطور مبسوط ياد كرده است پس بايد در اين باره بگفته‌هاى شارع نگريست و در خصوص احوال آن بشرع مراجعه كرد » . پس اين دانش چنان كه ديدى براى مقاصدى كه فلاسفه بر آن گرد آمدند وافى نيست گذشته از اينكه در آن مسائلى هم هست كه با شرايع و ظواهر آن مخالف است و چنان كه ما دريافته‌ايم دانش فلسفه تنها داراى يك ثمره است كه عبارت است از تشحيذ ذهن در ترتيب دليل‌ها و حجت‌ها براى بدست آوردن ملكهء نيكو و درست در براهين ، زيرا تنظيم و تركيب قياس‌ها بشيوهء استوارى و اتقان هنگامى ميسر مىشود كه بر حسب شرايط حكما در صناعت منطق [ 1 ] باشد و آنها اين گونه قياس‌ها را در علوم حكمت از قبيل طبيعيات و تعاليم

--> [ 1 - ) ] و بر وفق گفتار آنان در علوم طبيعى ( ن . ل ) .